لحظه ی عزیمت من ناگذیر شد
ناگهان چقدر زود دیر شد ...
خداحافظ ، شاید بعد از آزمون مهم بازگشتی باشد
اگر نه ، تمام شعر هایم تقدیم شما ...
امیدوارم خورشید همیشه بر فصل های سرد زندگی شما بتابد ...
هر آغازی پایانی دارد و من هم اکنون تمام شدم ...
دکتر شریعتی :
< خدایا آنچنان غریق دریای غربتمان نکن که به هر خاشاک عاطفه ای چنگ بزنیم
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست ،
هرکسی نغمه ی خود خواند و برفت ،
صحنه پیوسته به جاست ،
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد .
دعایم کنید ، به امید شعری جدید ... بدرود
بدرود
+
خط خطی شده شنبه 24 آذر1386 به قلم توسط اشکان
|